ز مثل زنبور و زاغ    زنبق زیبای باغ

زاد : سن ، زمان عمر
زار : ناتوان ، ضعیف ، نحیف
زاغ : پرنده ای شبیه به کلاغ
زر و سیم : طلا و نقره
زرّین : طلایی ، چیزی که از زر ساخته شده و یا به رنگ زرد است.
زمزمه : سخن گفتن زیرِ لب
زَوال : نابودی ، رو به نیستی رفتن
زیبنده : برازنده ، درخور
زینهار : زنهار ، آگاه باش
زی : زندگی کن (فعل امر)